|
|
|
|
|
...خیلی فکر کردیم که این پستو چی بذاریم که با پستای دیگه متفاوت باش
تولد وبلاگمون دیگه........... تازه شد 2 سالش.امید وارم همینطوری بتونیم بزرگش کنیم به خاطر این من خودم تصمیم گرفتم ایندفعه وبلاگو آپ کنم چون دیدم پروییم حدی داره دیگه هر دفعه تینا حسابی میافته تو زحمت. گر چه من بلد نیستم مثه تینا خوشکل بنویسم
همسفرم باش ای نازنینم ! همسفرم باش که این سفر تنها با تو شیرین است .... هوای ما را داشته باش ، گرچه میدانم که سرنوشت نیز هوای ما را دارد! میگذرم از سختی ها چون عاشق تو هستم و میخواهم ثابت کنم که لایق تو هستم ! پا به پای تو می آیم ای همسفر ، زیرا پایان این سفر خوش است ! با تو می آیم ای همسفر من در جاده های تنهایی ! با تو و آن قلب مهربان تو همسفرم ، و میخواهم تا آخرش با تو باشم .... هستم تا آخرش اگر تو نیز در این راه نفسگیر با من باشی .... اگر خسته شدی تو را بر روی شانه هایم میگذارم و تا آخر راه تو را می برم ! می برم به جایی که شهر عاشقان است .... پا به پایت می آیم ای همسفر ، مرا از خودت رها نکن ، همسفرم باش زیرا که من عاشق سفر با تو هستم .... به پایان جاده بیندیش ای همسفر که همه این سختی ها آسان شود... به پایان جاده بیندیش که همین سفر خیلی زیباست ....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/01ساعت 16:33 توسط تینا و امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره ما |
دوستت دارم بيشتر از ديروز و كمتر از فرداها
|
|
RSS
|