|
|
|
|
|
چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس ...و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن !و چه اندازه شیرین است امروز ...روز میلاد ...روز تو روزی که تو آغاز شدی
هرسال وقتی ۲۳خرداد هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاوردن از خودم می پرسیدم چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟.... و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که سحرگاه 23 خردادماه زمینو با گامهای مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه .... امروز تولد تینا جونمه.تینا جونم با تمام وجود دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 22:34 توسط تینا و امین |
|
دنیای من چشمای من این عمر من این دل من می سوزه گریه نکن دروغ میگی میدونم میری چند روزه تو هم مثل همه میری و منو تنها میزاری عاشق نبودی میدونم عشقت و هر جا میزاری برو برو هر جا بگو که یار من دیوونه بود عاشق نبودی میدونم بودن من بهونه بود اما بازم این دل من عاشقشه اونو میخواد میمیرم از جای خالیش اگه بره دیگه نیاد |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 20:45 توسط تینا و امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره ما |
دوستت دارم بيشتر از ديروز و كمتر از فرداها
|
| دوستان |
|
ساناز و هادی نازنین و مهدی مریم و سعید غزل و سامان |
|
RSS
|