|
|
|
|
|
تقدیم به عزیز دلم تینا که آفتاب مهرش در دلم طلوع کرد و هرگز غروب نخواهد کرد این عشقی که به من بخشیدی برای همیشه زنده خواهد ماند تو همیشه آنجا هستی ،هنگامیکه فرو افتم ضعف مرا می ستانی و بهمن نیرو وقدرت می بخشی و برای همیشه دوستت خواهم داشت و در کنارت می مانم همچو فانوسی در تاریکترین شبها بالهایی خواهم بود، که در طول پرواز یاری ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهی برای تو خواهم بود قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شکوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه که...به زمین خوردم!!! به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش رامیفهمم، به او که ..... به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است
دار و ندارم این دله اونم ارزونیه یه نگات
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/01/27ساعت 10:28 توسط تینا و امین |
|
بهونه ی قشنگ زندگیم سلام…!!!
می خوام برات بنويسم ،برای تو بهترينم می خوام بنويسم تا همه بخونن و ، ببينن که چقدر خوبی ، چقدر مهربونی و چقدر ماهی! می خوام خاطره ی بهترين ساعت هامون و بنويسم از سرمای اول صبح تا گرمای سرظهر از دوستت دارم ها و گريه های جداييمون ، اشک هايی که روی گونه هامون می غلتيد ودونه دونه روی زمين می افتاد ، از بوسه هايی که برامون يه دنيا عشق و مهر بود . بوی عطری که نسیم صبح گاهی رو دلپذيرتر می کرد يا شب هايی که تو فکر هم به صبح رسوندیم و دقيقه هايی که ذهنمون برای هم مشغول بود . از قرارامون… ، از قول هامون برای با هم موندن، ا از اينکه بايد با سختيا کنار بيايم از اينکه می گفتی باید تحمل داشته باشم از خوبيات ،از عشق بی پایانت،از دستای مهربونت. ودر اخرم از خدا تشکر میکنم که یه فرشته رو برام فرستاد. تقدیم به عشق قشنگم(امین) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/01/14ساعت 0:11 توسط تینا و امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره ما |
دوستت دارم بيشتر از ديروز و كمتر از فرداها
|
|
RSS
|