![]() |
![]() |
|
يه پنجره با يه قفس ، يه حنجره بي هم نفس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 23:21 توسط تینا و امین |
|
اونی که مدعی بود عاشقته تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت
بی خبر رفت بی خبر رفت و تو این بی راهه ها رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت اه دل و سوزوندی.......اه چرا نموندی!!!!!! من و ثانیه و جنون تو واسه من همین خیالتم بسه بذار جاده ها اشتباه برن ما که دستمون به هم نمیرسه. با حریر پیله های کاغذی واسه من جاده رو ابریشم نکن من به پروانه شدن نمی رسم حرمت فاصله مون کم نکن اه دل و سوزوندی........اه چرا نموندی!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 1:33 توسط تینا و امین |
|
|
ای کاش خداوند سه چیز را در جهان قرار نمیداد: عشق.غرور و دروغ.
اگر عشق نبود هیچ وقت به خاطر غرور ان دروغ نمیگفتیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم اسفند 1384ساعت 23:54 توسط تینا و امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره ما |
دوستت دارم بيشتر از ديروز و كمتر از فرداها
|
| دوستان |
|
ساناز و هادی غزل و سامان نازنین و نیما زری و وحید |
|
RSS
|